ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

میترا و داداشش1

من يه زن 33 سالم و 10 سال كه ازدواج كردم سال پيش كه ايمهامو چك ميكردم با ينفر اشنا شدم كه اون منو با اين سايت اشنا كرد واز اون موقع زندگي من عوض شد و از اون روز كه ديگه سكس بين منوشوهرم خيلي گرم شده و منم بيشتر اوقات حشريمو همش دوستدارم مدلهاي جديديو توي فانتزي سكس تجربه كنم.قبل از اينكه با سايت امیر سکسی آشنا بشم يه زندگي معمولي داشتمو هي يبار در هفتم با شوهرم سكس ميكردم ودورغ نگم شايد يكي دوبار تو كل زندگيم مزه اورگاسم شدن چشيده بودم وهيچ وقت حتي به خيالمم با كسي بجز شوهرم فكر نمي كردم كه باهاش سكس كنم.الان تصميم گرفتم تجربهاي فانتزيمو براي همه بگمو اونام لذت ببرن اولين تجربه من مربوط ميشه به سكس با برادرم مهيار كه 15 سالش خيلي پسر بچه خوشگلو خوش هيكلي و من تصميم گرفتم با اون اولين سكس بجز شوهرمو تجربه كنم.اون شب وقتي برادرم امد خونمون من شرت پام نكردم بعدم يه دامن خيلي كوتاه پام كردن سوتين نبستم يه تاپ تنم كردم كه سينه هام معلوم بشه برادرم اول كه امد تو خيلي ادي بود برخوردش بعد ماچ بوسه هميشگي يكمي احوال پرسي حرف هاي هميشگي شيرو كك براش اوردمو مشغول خوردن شد بعد منم امدم روبرش روي صندلي اوپن نشستم چون بلند تر از كاناپهامون وديدش كسي كه رو كاناپه نشسته بيشتر اون موقع دودل شده بودم با اونكه قبلش از زور حشريت دادشتم ميمردم قلبم بجاي اينكه تو سينم بزنه احساس ميكردم داره تو كس ميزنه بعدش توي يه حركت طبيعي پام از هم باز گزاشتم و شروع كردم با ساقم پام ور رفتن كه مثلا يه مو جامونده ازاپيلاسيون كه رفته بودم زير چشمي به برادرم مهيارم داشتم نيگا ميكردم البته اولش حواس بمن نبودبيشتر سرش گرم خوردن و تلوزيون بود ولي بعد كه يبار نگاش به من افتاد رش همينتور داشت باهم صحبت ميكرديم ديدم دارنه به كسم نيگاه ميكنه كه واقعا قلمبه از زير پام زده بود بيرون حتي فكركنم پامو كه انداخته بودم روپام سوراخ كونمم پيدابود با اونكه قلبم از دهنم داشت ميزد بيرون خودمو ادي نشون دادم و انگار نه انگار و همينتور كه داشتم به پام ور ميرفتم چشم تو چشه مهيار افتاد كه داشت منو خيره نگاه ميكرد ليوان شيرم دستش بود دلم زدم به دريا بهش گفتم چي شده اينوري نگام ميكني بچه يه ذره جا خورد با ترس لرز من من كرد گفت يادت رفته شرت پات كني منم همينتور كه نشسته بودم رو صندلي پامو باز كردم از همو گفتم اي داد بعدم با خنده شوخي توري كه ترس بريزه گفتم تو كه داشتي خوب ديد ميزي بعد گفتم حقيقتش روزا كه رامين خونه نيست كسي هم نمي ياد مخصوصا نميپوشم كه زياد تحريك نشه بعد تو چشماش حس كنجكاوي شهوت شيطنت داشت موج ميزد بعدم باز با منمن كرد پرسيد تحريك نشه يعني چي خودمم مونده بودم با اين شرو وري كه گفته بودم چي بگم پامم همينتور باز گذاشته بودم انم داشت يه نگا به من ميكرد يه نگا به كسم بعدم با كلي قسم ايه كه بكس حرفي نميزنه بهش گفتم بيا بهت نشون بدم امد جلوم وايساد دامنومو كامل دادم بالا پاهام رو هوا باز كردم با دوتا دستام لبهاي كسمو باز كردمو گوشهاشو ميمالوندم همينتوري توضيح ميدام كه چه حالتي ميشه ادام وقتي به اين لبهاش دست ميخوره انم وايساده بود نيگاه ميكرد بعد گفت ميشه منم دست بزنم منم با سر بهش اشاره كردم اونم شروع كرد به دست مالي كردن منم كه خيلي حشري بودم در دم ارگاسم شدم ابم با فشار زد بيرون دست مهيار رو خيس كردبعدم مهيار بو كرد گفت اين چيه گفتم اين همونه كه گفتم ادم اگه تحريك بشه بعد فهميدم كه واقعا همنتوري كه همه ميگن هيچي از اين چيزا نميدونه بعد منم بي اختيار دستمو بردم طرف كيرش كه معلوم بود راست كرده گفتم توهم تا حالا تحريك شدي گفت نه والي معلوم بود داره دورغ ميگه گفتم دار بيار ببينم گفت خجالت ميكشم گفتم تو كه هم مال منو ديدي هم دست مالي كردي ديگه از چي خجالت ميكشي بعدم خودم از رو صندلي امدم پايين تا چند وقت پيش حتي فكر اين جور چيزام به ذهنم خطور نمي كرد ولي اون موقع داشتم از لح لح يه كير ديگه بجز مال شوهرم ميمردم شلوارشو با شورتش همزمان كشيدم پايين يكهو يه كير نيمه راست سفيد بدونه مو جلوم نمايان شد بعدم با دستم راستم گرفتمش يكم براش جق زدم اونم از قيا فش معلوم بود تو هواسير ميكنه كه با صداي تلفن همچي خراب شد ديدم رامين شوهرم زنگ زده خونه كه من دارم ميام اگه چيزي نياز داري بگيرم بعدشم به مهيار قول دادم اگه به كسي چيزي نگه حتي دوستاش هر بار كه امد خونمون بهش يه حالي بدم ديروز كه امد خونمون رامين رفته بود براي خريد البته وقتي امد مثل بچهاي كم تاقت خودشو اويزون نكرد به من اول يكم دباره درسو مشقش صحبت كرديم بعدم من صحبت به اون روز وصل كردم خودش گفت كه خيلي اونروز بهش حال داد ميگفت تاحالا ابش نيومد بعد بهش گفتم دوست داري ابت بياد ببيني چه حالي ميده بعدم سرشو انداخت پايين منم صورتشو بوسيدم گفتم اي قربون دادش خجالتيم برم بعدم بلندش كردم وايسوندمش خودم دوزانو جلوش نشستم شلوارشو تازانوش پايين كشيدم بعدم شورتشو كيرش هنوز خواب بود ولي همچين كه بهش دست زدم سريع راست شد بعدم يكم براش جق زدم برگردونمش كونشو كردم طرف خودم واي اگه مردا يه همچين كونيرو ببين حتما ميكننش بدون مو تپل سفيد مثل مال خودم بعد بهش گفتم دولا شو دست بزار رو مبل بعد گفتم پاتم باز كن كنتو بده به عقب از پشت دست كردم كل كير با تخمشو گرفتم شرو كردم به ماليدن سوراخ كونشم براش ميخوردم هميشه وقتي پريودم همين كارو با رامين ميكنم تا ابش بياد چون مردا موقع سكس اگه كسي با سوراخ كونشون وربره بليستش زودتر ابشون مياد منم چون ميترسيدم رامين بياد سرعت جق زدن بيشتر كردم يبارم وسط كار گفت ميترا ميش مال تورو من يبار ديگه ببينم منم كه حشري شده بودم سريع دامنو زدم بالا شرتمو دادم كنار گرفتم جلوش اونم ديگه هيچي نگفت شروع كرد به ماچ كردن كسم هنوز هيچ كاري بلد نيست بايد چندبار براش كلاس بزارم همچيرو يادش بدم بعدم كيروش ماليدم دور دهنم شرو كردم به خوردن واي چه مزهاي داشت پيش ابش مزهش شور بود يه چنتا ميك عميق زدم كه ديدم دهنم لجز شد تمام ابش امد تودهنم يدفه بي حال شد افتاد رو مبل منم سريع دويدم رفتم دستششوي تمام دهنم شستم تا توحلقم اب كيرش پاچيده شده بود بوي ابش خيلي تند بود شايد راست ميگفت ابش تاحالا نيومده بعدشم انقدر منو ماچ كرد ازم تشكر كرد بهش گفتم دفعه بعد ميخوام يه چيز ديگه يادت بدم اونم برق شهوت تو چشش ميزد رامين امد خونه اون رفته بود رامينم يه يدستي بهم زد كه يكم ترسيدم گفت خوب با دادشت خلوت ميكني از روز پنجشنبه كه مهيار امد خونمون رامين از صبح خونه بود چند باري صبح تا قبل از امدن مهيار باهم سكس كرديم من ديگه حسابي حشري شده بودم وقتي مهيار امد خونمون ديگه هيچ كاري نكرديم شب مهيارو خونه نگهداشتم چون رامين فردا شيفت كاريش بود جاي مهيارو تو پذيراي انداختم بعدم چراغهارو خامش كردم با يه لباس خواب كوتاه رفتم تو اتاق خواب قبل از خوابم باز يدست رامين منو كردو صبح زودم رفت كه من خواب بودم هوا تازه روشن شده بود كه بيدار شدم ديدم مهيار پوشده داره تلوزيون ميبينه همينجوري كه روتخت خوابيده بودم صداش كردم وقتي امد معلوم بود منتظر صدا كردنم بوده امد طرفمو بعداز سالم يكم حرف يه نگاهي شهوت ناكي بهم كردو منم بي مقدمه دستمو بردم از رو شرتكش كيرشو گرفتم بعداز يخورده ور رفتن خودش شرتكشو در اورد كاملا لخت شد دگه هيچ حرفي بينمون ردو بدل نمي شدمنم لباسمو دراوردمو همينجوري كه خوابيده بودم انم وايساده بود كيرشو همشو كردم تو دهنم واي چه لذتي داشت بعدم تخماشو همينتوري كه كيرشو ميخوردم همشو كردم تودهنم براش ميك زدم ديگه مهيار سرشو بالا گرفته بود با يه صداي شهوت ناكي ناله ميكرد بعدم امد خوابيد روم كيرش فرستاد لاي پام خيلي جرعت پيدا كرد بود بعدم صوتش ميماليد به سينهام هي اونارو بوس ميكرد منم كه ديگه كاملا حشري شده بودم گفتم ميخواي كيرتو بكني توي كونم انم همش قربون صدقم ميرفت ميگفت مرسي جون ميترا چه حال ميده بعد كرم ليدو كاينو اوردم با يكم وازلين قاطي كردم البته تجربه تازمه بابت سوراخ كونم ماليدم هم بكير مهيار هم به سوراخ كنم بعدم لب تخت قنبول كردم انم وايساد بهش گفتم تا حالا اينكارو كردي گفت چند وقت پيشا با پسر همسايشون كه همكلاسي هستن گفت بلدم تو ناراحت نباش مثل اينكه كون همديگه گذاشته بودن اينجوركه ميگفت بعدم من وقتي كونم كاملا جلوش قونبول كرده بودم كوس از لاي پام زده بود بيرو يه دستي به كسم كشيد گفت ميترا بعدش بايد از كوس بكنمت منم هچي نگفتم كه يه موقع ناراحت نشه خلاصه كيرشو گذاشت دم سوراخ كنم خودم با دوتا دستام دوطرف كنمو گرفته بودم ميكشيدم اولش يزره ماليدش به سوراخم بعد يواش يواش كرد تو واي اصلا نمي تونم براتون توصيف كنم چه لذتي داشت وقتي عقب جلو ميكرد چه حالي به ادم دست ميده وقتي يه نفر ديگه بجز شوهر ادم ادمو ميكنه دوبار همون موقع ارگاسم شدم دوست داشتم يه كير ديگم انجابود خلاصه بعداز كلي اخ اوخ مهيار فهميدم اقا اب كيرشو تو كون ما ول داد بعدم كشيد بيرون بهم با شرمندگي گفت ميتراببخشد كنترلمو از دست دادم منم همينتوري كه نگام به كيرش بود لبشو ماچ كردم گفتم اشكالي نداره تا شب نمي دونم بهتون بگم چندبار منو از كونو كوس كرد ولي ديگه رمق نداشت تفلك از صبح تا شب دوتايمون لخت بوديم حتي موقع غذا درست كردن ظرف شستن همش از پشت يا منو ميكرد يا كوسو كونمو ليس ميز چند بارم ابم امد تو دهنش كه همرو قورت داد منم به تلافيش يه بار ابشو تو دهنم ر يخت براش خوردم مزش شور بود ولي خيلي حشريم كرد ميخوام اب رامينم يه بار بخورم ببينم چه مزهاي داره اينم بگم كه من از اون زنهاي هستم كه وقتي ابم مياد با فشار ميزنه بيرون البته نه مثل تو فيلما ديشب يه اتفاقي كه منو رامين منتظرش بوديم افتاد كامران با خواهرم جمعه خونه ما بودن از همون اول كه كامران منو ديد وقتي باهم دست داديم يه جوري دستمو گرفت كه انگار خواست باهاش حال كنه بعد 1 ساعت كامران و رامين رفتن سر كامپيوتر رفتن تو سايت اويزون تو قسمت انجمن جاي كه نوشتهاي از ديدن سكس همسر لذت ميبرمو شروع كردن به خوندن منو خواهرمم نشسته بوديم با يه فاصله كم از اونا صحبت ميكرديم رامين به كامران گفته واقعا چنين چيزي از نظر فكري خيلي رو ادم تاثيرميزاره كامرانم گفته اره ولي كي حاضر ميشه جلوي چشمش زنشو بكنن البته بكنن يواش گفت هر چارتام از محتويات اين سايت اطلاع داشتيم منو خواهرم همينطور كه باهم صحبت ميكرديم حواسمون به مانيتور حرفاي اونا بود كه خواهرم بلند به اونا گفت سرما معامله نكنيد بعدم چهاتاي زديم زير خنده كامرانم گفت نترس تو كه امروز پريودي بازم خنديديم بعدم رو كرد به من گفت البته از ميترا خانم خبر ندارم رامينم سريع پريد تو حرفش گفت اون نيست باز خنديديم كامران به شوخي گفت مثل اينكه بدتنمياد ميترا جلوت سكس كنه رامينم روكرد به منو گفت من مشكل ندارم تو اين مسئله منو خواهرمم يه نگاهي بهم كرديم رويا به رامين گفت يعني نارحت نميشي كسي جلوت بازنت كاري كنه گفت نه اگه ميترا دوست داشته باشه من حرفي ندارم رو كرد به منو گفت ميترا تو مشكلي با حرفاي رامين نداري منم ك منتظر همين حرفا بودم گفتم نه اون با هر ي بگه من حاضرم رويا كه باورش نميشود به رامين گفت شما تو تخيولاتتون اينجوري فكر ميكنين پاش بيفته پس ميگيريد.ادامه دارد...

5 نظرات:

ناشناس گفت...

دستت درد نكنه __
امير جان فقط ميشه داستان هاي سكس تصويري هم بذاري__
بازم دمت كرم__

amirsexi گفت...

Khahesh mikonam aziz.chashm hatman mizaram

جيبر گفت...

مي دونم اين داستان قديميه البته برامن هميشه تازگي داشته و داره وشاهكاراقا اميره ولي ايراني جان ميخواستم درخواست كنم ازت اگه سرت خلوت شد يه همچي داستاني بزاري فقط هم قسمت سكس خواهر و برادرش خيلي سالاري_جيبر

ایرانی گفت...

سعیمو می کنم جیبر جان .البته اگه در آینده فرصت کنم . نمیدونم دقیقا حضور ذهن ندارم که تا قسمت آخرش منتشر شده یانه .خیلی وقته که وقت سرک کشیدن به قدیمیها روندارم . اگه ازم بپرسن از صدها اثر یکساله اخیرت بیست تا رو نام ببر حفظ نیستم .درهر حال جیبر جان سر فرصت یک دور باید داستانو بخونم وبعد ..شاد شاد شاد باشی ...ایرانی

ایرانی گفت...

جیبر نازنین خسته نباشی ! این داستان ظاهرا دو قسمتیه و سکس خواهر برادره فکر کنم همون قسمت اول باشه .من قصد داشتم یه داستان یک قسمتی بنویسم وبرای هفته دیگه منتشر کنم البته نه کاملا شبیه به این بلکه با الهام از این و چند مورد مشابه .این داستان سکسش تحریک کننده و هیجان انگیز و پرملاته ولی تصمیم خواهره خیلی ناگهانی بوده ..درهرحال من نوشتن داستان خودموو شروع کردم و لی دیدم داره طولانی میشه و یه خورده هم این داستانو نسبت به بقیه داستانها باید با تامل بیشتری می نوشتم تصمیم گرفتم دو قسمتیش کنم .فعلا قسمت اولشو نوشتم که به اندازه دووجبه .یعنی دوبرابر داستانهای دنباله دار ی مثل هرکی به هرکی در هر قسمت ..قسمت دومشو که نوشتم وتمومش کردم به صورت هفتگی در دو هفته منتشرش می کنم ..البته عین این در نمیاد و نخواستم که درش بیارم چون یک نویسنده باید از خودش ابتکار هم داشته باشه ولی در همون قسمت اولش سعی کردم گفتگوهایی که بین خواهر وبرادر میشه بدک نباشه ..در ضمن دراین داستان مربی عملی من که در دی ماه 89 در همین سایت منتشر شد هم یه گفتگوی خاص آموزشی همراه با طنز پنهان و سکس پرملات که سکس با زن عموست وجود داره که اگه وقت کردی بخونی بد نیست .اسم این داستان جدیدی رو هم که به در خواست تو شروع کردم هست داداش مرگ من یواش که آدمو به یاد شعار پشت وانت و کامیون وشایدم اتوبوس میندازه .جیبر جان قرمزته ولی یادت باشه احترام آبی ها رو هم باید نگه داشته باشیم .پاینده باشی ..ایرانی